درتنگستان کوچه های عشق فریاد من گم شد فریاد من  

  

 که تورومیخواندم اما.... اما تو منو نشناختی و صدای

عشق مرا نیافتی نیافتی و مرا به تنهایی سپردی و رفتی

اما بدان که تنهای مرا مراخواهد کشت و خواهد شکست

من دراین تنهای گاه می اندیشم که چرا رفتی؟؟؟

اما در پیچ و خم ذهنم چیزی نیافتم!! رفتن تو برای من

بی معنی ست چون الان هم تورا احساس میکنم ولی فقط

قابل دیدن و لمس کردن و پرستیدن نیستی 

 نیستی که شاهد له شدن من زیر بارتنهای باشی     

نباش اما فکرکن به من و تنهای من فکرکن

که تنهای چطور مرا میکشد ؟؟؟